تبلیغات تا تهی دست نباشیم ، گناه آوردیم
عبید زاكانی
اگر چه گرایش به شوخ طبعی و انواع آن در ادب فارسی، تقریباً به اندازه تاریخ ادبیات فارسی قدمت دارد، اما تا قرن هشتم و ظهور عبید زاكانی، طنزپرداز حرفهای به معنای امروزی و متعارف آن نداشتهایم و با قدری تسامح عبید زاكانی را میتوان پدر طنز فارسی دانست.
سه نامه ی چارلی چاپلین به دخترش
ژرالدین دخترم !
اینجا شب است.... یک شب نوول.در قلعه ی کوچک من همه ی این سپاهیان بی سلاح خفته اند نه برادر و خواهر تو و حتی مادرت...به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم خودم را به این اطاق کوچک نیمه روشن به این اطاق انتظار پیش از مرگ برسانم.من از تو بسی دورم خیلی دور
به نام خداوند جان و خرد كزین برتر اندیشه بر نگذرد.
منت وسپاس خدایی را كه این توفیق را عطا فرمود تا بتوانم برای فرزندان سر افراز و كوشای ایران زمینم قدمی هر چند اندك بردارم . دانش اموزان پر تلاشی كه در آینده نه چندان دور ناخدای كشتی سترگ زبان پارسی خواهند بود . به باور من فرزندان امروز ایران زمین اگر باور شوند می توانند قدم در راه آن بزرگ مردانی بگذارند كه صفحه ی تاریخ وتمدن این مرزوبوم به خاطر وجود آنان در اوج درخشش است.